◄ ا س ا م ا س کده ►

- جدیدترین و زیباترین اس ام اس های فارسی -

Jokes




BOY : May I hold your hand?
GIRL : No thanks, it isn't heavy.

GIRL : Say you love me! Say you love me!
BOY : You love me...

GIRL : If we become engaged will you give me a ring??
BOY : Sure, what's your phone number??

GIRL : I think the poorest people are the happiest.
BOY : Then marry me and we'll be the happiest couple

GIRL : Darling, I want to dance like this forever.
BOY : Don't you ever want to improve??

BOY : I love you and I could die for you!
GIRL : How soon??

BOY
: I would go to the end of the world for you!
GIRL : Yes, but would you stay there??

SHARON : Have you ever had a hot passionate, burning
kiss??

TRACY : I did once. He'd forgotten to take the
cigarette out of his mouth.


MAN :
You remind me of the sea.
WOMAN : Because I'm wild, romantic and exciting?
MAN : NO, because you make me sick.

WIFE :
You tell a man something, it goes in one ear
and comes out of the other.

HUSBAND : You tell a woman something: It goes in both
ears and comes out of the mouth.

MARY :
John says I'm pretty. Andrew says I'm ugly.What
do u think,
Peter?

PETER : A bit of both. I think you're pretty ugly.

1) Girlfriend : "...And are you sure you love me and
no one else ?"

Boyfriend : "Dead Sure! I checked the whole list again
yesterday".


2) Teacher :
"Which is more important to us, the sun
or the moon?"

Pupil : "The moon".
Teacher : "Why?"
Pupil : "The moon gives us light at night when we need
it but the sun gives us light only in the day time
when we don't need it".

3) Teacher :
"What do you call a person who keeps on
talking when people are no longer interested?"

Pupil : "A teacher".

4) Waiter :
"Would you like your coffee black?"
Customer : "What other colors do you have?"

5) My father is so old that when he was in school,
history was called current affairs.


6) Teacher : "Sam, you talk a lot !"
Sam : "It's a family tradition".
Teacher : "What do you mean?"
Sam : "Sir, my grandpa was a street hawker, my father
is a teacher".

Teacher : "What about your mother?"
Sam : "She's a woman".

7) Tom :
"How should I convey the news to my father
that I've failed?"

David: "You just send a telegram: Result declared,
past year's performance repeated".

8) Teacher : "Now, children, if I saw a man beating a
donkey and stopped him, what virtue would I be
showing?"

Student : "Brotherly love".

9) Teacher :
"Now, Sam, tell me frankly do you say
prayers before eating?"

Sam : "No sir, I don't have to, my mom is a good
cook".

10) Patient :
"What are the chances of my recovering
doctor?"

Doctor : "One hundred percent. Medical records show
that nine out of ten people die of the disease you
have. Yours is the tenth case I've treated. The others
all died".


11) Teacher : " Can anybody give an example of
COINCIDENCE?"

One Student : "Sir, my Mother and Father got married
on the same day and at the same time."

12) Teacher : " George Washington not only chopped
down his father's Cherry tree, but also admitted doing it.
Now do you know why his father didn't punish him ?"
One Student: " Because George still had the axe in is hand."


+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

عاشقونه - طنز و ....

 

امروز با یه آپ قر و قاطی اومدم

ببخشید اگه بعضیاش تکراریه

اگه همش تکراری بود که دیگه خیلی ببخشید!

نظرات دفعه ی پیشتون خیلی دلگرمی داد ولی چرا خصوصی؟!!!!

---------------------

 

 

زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن

 

یه روز یه خانمی زنگ میزنه به دکتر میگه: آقای دکتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده
دکتر میگه: من همین الان میام.
خانم میگه: آقای دکتر تا اون موقع من چیکار کنم؟
دکتر میگه: شما تا اون موقع می تونید با خودکار بنویسید!

 

حیف نون می خواسته زنشو طلاق بده میره دادگاه.
قاضی: چرا بعداز ده سال ازدواج می خواهی زنتو طلاق بدی؟
حیف نون: آخه آقای قاضی از همان روز اول ازدواج همش چیزا رو پرت می کرد طرفم.
قاضی: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدی برای طلاق؟
حیف نون: آخه آقای قاضی تازگی ها نشانه گیریش خوب شده!

 

محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

 

بچه به دوستش: تو چرا روزای آفتابی چتر با خودت میاری؟
دوستش: آخه روزای بارونی بابام اونو می بره.

 

دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا.
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.

 

زن: به من می گفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟
شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها.

 

رئيس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد داريد؟
كارمند: بله!
رئيس: خیلی خوبه!! چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتون از اداره رفتید بیرون، اون آمده بود اينجا و گفت كه مى خواهد شما را ببيند.

 

حیف نون شيلنگ آب مي گيره روي تلويزيون ميگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد؟

 

حیف نون صبح یک لیوان خاک شیر می خوره، تا شب معلق می زنه که ته نشین نشه!

 

دانشمندان اخيرا كشف كردند كه حرف مورد علاقه دخترهاي ايراني در زبان فارسي يكي "پ"و ديگري "خ" مي باشند، براي مثال:
دوست دارند كه...
--"پول" "خرج" كنند.
--"پسر" "خر" كنند.
--"پدر" "خام" كنند.
--"پرايد" "خراب" كنند.
--"پير مرد"هارو جيبشونو "خالي" كنند.
--"پاسپورت" بگيرن برن "خارج"... تا دوباره همه اين كارها رو اونجا انجام بدن!

 

حیف نون داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني!



يه آدم لنگ با کشتي ميره سفر، وقتي برمي گرده، مي پرسن: سفر خوب بود؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم. چون هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب!

 

به حیف نون میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم. خودم فردا بهش زنگ میزنم!

 

مرد به زنش میگه: باید اعتراف کنم که تو اعتقاد به دین را به زندگی من آوردی، چون تا قبل از ازدواج با تو معتقد نبودم که جهنم هم وجود دارد!



حیف نون از شهرشون با ماشین میاد تهران و بر مي گرده. دوستش ميپرسه راحت رفتي و اومدي؟
حیف نون ميگه والا موقع رفتن که خوب بود، اما موقع برگشتن، گردنم تا اينجا خشك شد بخدا!
 


معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرين، به حرف زدنش ادامه ميده چي ميگن؟
شاگرد: بهش ميگن معلم!

 

به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
بيوه!
 


يه روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از حیف نون مي پرسن از كجا بدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله است؟
حیف نون ميگه: زير پاهارو قلقلك ميديم، هر كله ای كه خنديد مي فهميم مال اون پاچه است!

 

حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند!

 

دانشمندان كشف كردند كساني كه هنگام ري...دن فكر مي كنند، موقع فكر كردن هم مي ري...نن

 

به حیف نون میگن با ماتیز جمله بساز میگه: ماتیز یور نیم؟ (انگلیسی)

 

به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم.

 

حیف نون تا وارد خيابان يكطرفه ميشه پليس مي گيرتش، پليسه ميگه كجا با اين عجله؟
حیف نون ميگه هر جا مي خواستم برم ديگه دير شده ببين همه ديگه دارن بر مي گردن!

 

حیف نون با خانوادش ميرن پيك نيك. زنش ميگه بشينیم زير اون درخت خوبه. حیف نون ميگه نه! همين وسط جاده پتو بنداز امن تره! زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه بهمون... خلاصه بعد از مقداري بحث پتوشون رو مي ندازن وسط جاده. بعد مي بينن يه كاميون داره مياد طرفشون. هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نمي خورن! كاميونه هم فرمونو مي پيچونه ميره تو درخت. حیف نون به زنش مي گه اگه زير درخت بوديم الان هممون مرده بوديم!



يه مگسه جلوي آينه به موهاش ژل مي زده بهش ميگن خبريه؟ ميگه سره كوچه ريدن!

 

دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه.
یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!

 

حیف نون میره ماه عسل. وقتي برمي‌گرده همه بهش مي‌گن خوش گذشت؟ مي‌گه آره خيلي عالي بود. مي‌گن پس چرا زنت داره گريه مي‌كنه؟ مي‌گه: اِ اِ ... دیدی چی شد؟ اينو يادم رفته بود با خودم ببرم!

 

حیف نون تو زمستون يه اسب مي بينه كه از دهنش بخار ميومده... ميره جلو نگاه مي كنه ميگه: جل الخالق! اسب بخار كه ميگن همينه؟

 

حیف نون داشته هلو می خورده، به هسته اش که می رسه میگه به به! گردو هم داره!

 

حیف نون ميره مكه مي خواست گوسفند قرباني كنه، چاقو پيدا نمي كنه گوسفنده رو خفه مي كنه!

 

خواننده تو یه مجلس عروسی می گه: خانوما، آقایون! دستا بالا می خوایم بریم بندر!
حیف نون می گه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ جا نمی ریم!

 

نیروی انتظامی می ریزه خونه حیف نون.
حیف نون با منقل می پره تو استخر میگه از اینجا به بعدش به شما ربطی نداره به نیروی دریایی ربط داره.

 

جملات زیبا .. اس ام اس های عاشقونه

 

 

عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ي جسماني ميان شما و معشوق که همواره در حال تغيير است متکي نيست .عشق واقعي از روح شما نشات مي گيرد. اين نوع عشق ناب هنگامي که خود را در دل و جان ديگري مي يابيد شکل مي گيرد

 

زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور مي کنيد زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد
 


عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه مي رسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

 

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد
ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست که با هرنگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت...

 

انتظار درد آور است. فراموشي دردآور است اما بي تصميمي از هر رنجي بد تر است.
 


دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن

 

آسمان می بارد، گل می میرد، تو نه آسمان باش نه گل.
زمین باش تا آسمان بر تو ببارد و گل در تو بروید

 

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي... بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه

 

جرج آلن: اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند،مي‌شکنند

 

مردمان احمق همیشه از گذشته حرف می زنند، عاقلان در فکر حال و دیوانگان از آینده سخن می گویند. ((ناپلئون))

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که مي شکنه دنياي خودته

 

محبت مثل يه سكه مي مونه كه اگه بيفته تو قلك قلب نميشه درش اورد اگه بخواي درش بياري بايد بشكنيش

 

بچه که بودم تا 10 می شمردم. فکر می کردم آخر همه چیز دهه! حالا نمی دونم آخر دوست داشتن چنده، ولی می خوام بگم: به اندازه 10 تای بچگیم دوستت دارم.

 

زندگی سرگذشت درگذشت آرزوهاست

 

یه لطفی به ما می کنی؟ یه عکس تمام قد از خودت بگیر برام بفرست. آخه می خوام ورق بازی کنم ولی تک دلم گم شده!

 

می دونی فرق آسمون خدا با آسمون دلم چیه؟
آسمون خدا یه ماه داره با بی نهایت ستاره.
ولی آسمون دلم یک ستاره داره که بی نهایت ماهه.

 

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است. وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

 

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود.
مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود.
مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي شود.
مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شود.
(امام على)

 

پایان عشق واقعی هرگز گریه نخواهد بود... چون عشق واقعی پایانی نخواهد داشت.

 

می خوام اتوبوس بسازم. اتو دارم. یه بوس می دی تا بسازم؟

 

مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید!

 

یک کاغذ سفید را، هرچقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد، برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت.

 

دوست دارم بميرم و سياه پوشت كنم، نه اینکه بمانم و فراموشت كنم

 



در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش، چرا که هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهی شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

انداختن حوله حمام در ازای 1000 $

 

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت

پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید !!!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

حموم رفتن حاج خانوم آخــرشههههههههه

 

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده.
دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست.
بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا. تعارفش میکنه و راه میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. میگه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این طرفا؟  

حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جورواجور

 

 سلام به همه دوستان عزیز

که واقعا لطف می کنن و هر بار با نظراتشون کمکهای زیادی به من می کنن اول از همه بابت دیر آپ کردنام ازتون عذر می خوام ولی با چندتا اس ام اس جالب و خنده دار اومدم تا جبران کنم

کم لطفی نکنیدها 


(.....) با زنش دعواش می شه، چراغ رو خاموش می کنه. زنش می گه چرا چراغ رو خاموش کردی؟ می گه آخه جواب ابلهان خاموشیست!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آدم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره وقتی زن داره فقط زن داره!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                  @@
               @@@@
  @@@@@   . .   @
@@@@@@   #   @
@@@@@@@@@
@@@@@@@
| |            | |
این ببییه فدات!!!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اولين اس ام اس جهان در سال:0000/01/01
در ساعت: 00:00:01 ارسال شد:
آدم: دوست دارم جيگر
حوا : U؟ !!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این تویی >----->-----o

این هم منم >->-o

گرفتی مطلبو؟

.

.

.

.

بابا میگم کوچیکتم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به سلطان حقيقت ها ؛

فراموشت نخواهم كرد

تو تنها شعله اي هستي

كه خاموشت نخواهم كرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(.....) با نامزدش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . (.....) با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چاه مكن بهر كسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد كه دو تا شد ، حال مي كنه....گر صبر كني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملكت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيك جيك مي كنه.....عيسي به كيش خود ، موسي به بندر عباس....كوه به كوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز كه دوتا شد هيچ كدوم غذا درست نمي كنن....پاتو از گليمت درازتر نكن ، پات دراز مي شه شلوار به پات كوتاه مي شه!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 توی (.....) به مناسبت عید سعید فطر به همه کسانی که اسمشون سعید باشه جایزه می دن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(.....) شش قلو بچه دار ميشه ، هر کدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از کلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري ، از اسمارتيز استفاده مي‌کرده!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید

عید سعید فطر بر شما مبارک باد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تا بعد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جوک

به غضنفر مي گن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
 

غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره

 
جویند همه هلال و من ابرویت
گیرند همه روزه و من گیسویت
از جمله این 12 ماه تمام
یک ماه مبارک است، آن هم رویت

ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخت گاز داری میری خونه مبارک باد.
*جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید*
+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جوک

روز از غضنفر می پرسن آزادی بلند تره یا برج میلاد میگه آزادی؛ دوباره می پرسن می گه آزادی میگن چرا می‌گه چون آزادی پاهاش و باز کرده اگر ببنده بلندتره.

 

از غضنفر مي پرسن مي دوني چرا روي خيابان ولي عصر ين اسمو گذاشتن؟ مي گه چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصصصصصر! بيا ببين چه خبره!

 

از غضنفر می‌پرسن: از کدوم شبکه بیشتر خوشت میاد؟ میگه: شبکه سه! میگن چرا؟ میگه: آخه روش عکس سه تا نون بربریه!

 

غضنفر از بچش مي پرسه چند سالته؟ مي گه 13. غضنفر مي گه من هم سن و سال تو که بودم 16-17 سالم بود.

 

دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. پسر به دختر گفت عزيزم اگر ين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟ مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!

 

يارو ميره مكه وقتي برميگرده بهش ميگن چه خبر!!!!!!! ميگه هيچي طبق معمول خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن

 

بزرگترين مشغله فكري كودكان ايران اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نميذاشت

 

آخر زمان شده

دهقان فداکار پير شده،

چوپان دروغگو عزيز شده،

شنگول و منگول گرگ شدن،

کوکب حوصله مهمون رو نداره،

کبرا تصميم گرفته دماغش رو عمل کنه،

روباه و کلاغ دستشون تو يه کاسه اس،

حسنک گوسفنداش رو ول کرده تو يه شرکت آبدارچي شده،

آرش کمانگير معتاد شده،

شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي،

رستم اسبش رو فروخته يه موتور خريده و با اسفنديار ميرن کيف قاپي،

واقعا" چه به سر ايران و ايراني آمده است

اگه نظر ندی میرم تو آفتاب بی عینک آفتابی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

sms های جک (سری جدید)

  sms های جک (سری جدید)

 

 

 

هميشه ميگفتن پيدا كردن دوستاي خوب سخته اما باور نميكردم تا اينكه تو رو ديدم كه براي پيدا كردن من چقدر زحمت كشيدي !

 

  

هم اكنون نيازمند كارت سوخت شما هستيم . ( انجمن حمايت از بي بنزيان ايران )‌

 

  

اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بدان بنزين نداره سكته كرده

 

 هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی

اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه

اونم قلب خودته…

 

 

 از یک دیونه میپرسن چرا دیونه شدی؟

میگه من یک زن گرفتم که یک دختر 18 ساله داشت

دختره زنم با  بابام ازدواج کرد. پس زنم مادرزنه مادرشوهرش شد

دختر زن من پسری زایید که داداشه من و نوه ی زنم بود . پس نوه ی منم بود

پس من پدربزرگه پسرم بودم . پس زن من…..  زیاد فکر نکن! قاطی میکنی

 

 

  ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده

شوخی هم ندارم

میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

 

 

  امیدوارم عمرت مثل دستمال توالت

سفید

دراز

و مفید باشه

  

آيا مي دانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتيا شصت درصد بيشتر از انواع پژو مي باشد؟
روابط عمومي شركت سايپا!

 

  

اسمت رو روي غنچه نوشتم ؛ باز شد
روي درخت نوشتم ؛ ميوه داد
تو صحرا نوشتم ؛ لاله زار شد
آخه اين اسمه يا کود شيميايي؟!!

  

  

چت روم براي كاربران جديد • دختر 10 عدد براي پسران بيكار • پول كارت اينترنت بايد بدهيم • پول تلفن جدا • چت روم نم کشیده • و ديگر هيچ به به.

  

    

وقتی دیدمت دست و پامو گم کردم
بدون هیچ حرکتی به هم خیره شدیم . . .
تا اینکه اومدی طرف من . . .
با تمام وجود اسم تو را فریاد زدم . . .
. . . . . . . . . . .
مو مو موش !

 

  

پسره ميره خاستگاري باباي دختره ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزينه باباي پسره ميگه پسرم پاشو بريم يه دختر گازسوز پيدا كنيم

  

  

ترکه می خواسته زنشو طلاق بده میره دادگاه. قاضی: چرا بعداز ده سال ازدواج می خواهی زنتو طلاق بدی؟ ترکه: آخه آقای قاضی از همان روز اول ازدواج همش چیزا رو پرت میکرد طرفم. قاضی: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدی برای طلاق؟ ترکه :اخه تازگیها نشانه گیریش خوب شده

 

  

دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

 

   

یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جوک

اصفهانيه داشته رو خودش اب يخ ميريخته ، ميگن چرا اينجوري ميكني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. ميگن چرا؟ ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره



ميدوني فرق تو با يانگوم چيه؟
يانگوم جواهري در قصره ولي تو قصري از جواهري!!!
 



توجه توجه!!!!!!
به دليل احتمال سهميه بندي SMS نوروز سال 87 را پيشاپيش تبريک عرض مينمايم......
 



بيبنم اگه يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته صبحونه چي مي خوري؟

 



الاغ که الاغه بهش ابراز علاقه کنی برات عرعر می کنه   ***    تو حتی استعداد عرعر کردن رو هم نداری
 



ترکه میره حموم لیفشو گم میکنه
اینورو میگرده میبینه نیست
اونورو میگرده میبینه هست!!!

 




ترکه رو ميبرن جهنم داد مي زنه كمك ...كمك... جهنم ا تيش گر فته
 



به ترکه می گن با زن جمله بساز می گه من با زن فقط بلدم بچه بسازم
 



يه روز دوتا ترک دوتا خر ميخرن اولي به دومي ميگه: چه طوري بفهميم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟
دومي ميگه خوب من يه گوش خرم و ميبرم اوني که يه گوش داره مال من اوني هم که دو گوش داره مال تو.
فرداش ميبينن خر دوميه گوش خر اولي رو از سر حسادت خورده
اولي ميگه :حالا چيکار کنيم دومي ميگه:من جفت گوش خرمو ميبرم
فرداش ميبينن بازم قضيه ديروزيه
اولي ميگه :حالا چيکار کنيم دومي ميگه: من دم خرمو ميبرم
فرداش بازم قضيه ديروزي ميشه
اولي با عصبانيت ميگه: حالا چيکار کنيم دومي هم ميگه:عيبي نداره خب حالا خر سفيده مال تو خر سياه مال من!!
 




در پي استقبال فراوان از سيم کارت ايرانسل ، سيم کارت ايران وبا ، ايران ايدز ، ايران کزاز ، ايران سرماخوردگي و ... نيز ارائه مي شود منتظر اطلاعيه هاي بعدي باشيد
 



سه گروه توی این دنیا خیلی حال میکنن
اونایی که به عشقشون میرسن.
اونایی که به ارثشون میرسن
اونایی که جکهای من رو می خونن
 



یه بار چند نفر میخوان برن به صحرا
از روز قبل میگن که وسیله ای بیارین که اگه گرمتون شد از اون استفاده کنین
یکی آب میاره که وقتی گرمش شد به صورتش بزنه
یکی باد بزن میاره خودشو باد بزنه
دیگری در ماشین میاره
میگن چرا در ماشین آوردی؟
میگه وقتی گرمم شد شیشه را میکشم پایین
 



ترکه سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه
 



لره شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستشم تو شورتشه
 



سفر از هر نقطه ایران فقط با 100 لیتر بنزین... - از کی تا حالا...؟!؟ + از وقتی احمدی نژاد اومده
 



نتيجه نظر سنجي براي رئيس جمهور عزيز : نفر اول : مشترک گرامي دسترسي به اين فحش امکان پذير نمي باشد
 



اگه گفتي آمبولانس چه جوري مي گوزه ........
بي بو بي بو بي بو
 



مستر بين توي مصاحبه ي اخيرش اعلام کرده : من اگه قيافه ي احمدي نژاد رو داشتم نصف دنيا رو به خنده مينداختم
 



آنان که پي چوب و چماق اند هنوز ... با مدرک دکترا الاغ اند هنوز
برگفته از روحيات و فعاليت هاي دکتر *** نژاد

 



به نظر من با غيرت ترين انسان ها مردم رشت و حومه هستن و باهوش ترين انسان ها مردم تبريز هستن و زشت ترين انسان ها پسرها هستن و آرام ترين موجودات دخترها هستن (قسمتي از کتاب خاطرات پينوکيو)
 



تركه زنش حامله ميشه براش تن ارا ميخره
 




خروسه قضيه‌شو گرفته بوده توي دستش ودوان دوان مي‌پره توي حوض وميگه: آخيش! ميگن چي شده؟ ميگه تا حالا همه جور مرغ ... بوديم جز كنتاكي!
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جوک-جوک

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

---------------------------------------------------------------

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

---------------------------------------------------------------

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

---------------------------------------------------------------

چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه كم فكر ميكنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!

---------------------------------------------------------------

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

---------------------------------------------------------------

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

---------------------------------------------------------------

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

---------------------------------------------------------------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

---------------------------------------------------------------

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

-------------------------------------------------------------------------

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

********************************************

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   | 

جوک جوک جوک

 ترکه داشته تو مراسم عذاداری زاز زار گریه میکرده بهش میگن تو جزو کدوم خانوادهای میگه من جزو سایر بستگانم.

۲- کانون فرهنگی آموزش اعلام کرد که یانگوم از سال دوم دبیرستان در آزمونهای این موسسه شرکت میکرده.

۳- جملات رمانتیک ویژه پیچوندن

- آرزوی من خوشبختی توست با من باشی یا نباشی فرقی نمیکنه

- خودم هم نمیدونم چیکار میخوام بکنم نمیخوام تو به آتیش من بسوزی

- تو هم خوشگلی هم باهوشی هم زرنگی آدمهای بهتر از من گیرت میاد

- ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه هیچ پروسیجری برای تلفیق این دو مدل نداریم

- تاکید مداوم برروی بر خی جملات دکتر شریعتی : اگر عشق دوام یابد به ابتذال میکشد.

۴- فحش دادن های مدل شهری:

- فکر کردی فقط خودت خری

- خودت گیر عجب آدمای خری افتادی

- از جلو چشمام خفه شو

- صداتو واسه من داد نزن

- کسی با تو زر نزد

- وقتی با من صحبت میکنی دهنتو ببند.


 

 

- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون می بینه کفشش نیست. می گه چهار تا حالت داره:

نیومدم

بدون کفش اومدم

اومدم و رفتم

بعدا میام

۲- چقدر اینروزا چاق شدی، می دونی از کجا فهمیدم! چون هر روز جای بیشتری در دلم باز می کنی

۳- دنیا مثل بازی گل یا پوچه

.

.

.

.

.

.

با تو گله

بی تو پوچه

۴- انالله و انا الیه راجعون

فرستنده این پیام از دوریتان جان داد

 

 

عجب رسميه رسم زمونه / پيامك شده كار شبونه / ميرن مسيجا / از اونا فقط / هزينه‌هاشون بجا ميمونه.

۲- عزيزم تو قندي - عسلي - نباتي نداري من با چاي بخورم.

۳- موبايل مشكي من از غم نيست / پيامكهاي ارسالي من كم نيست / من واسه خودم يه قانون دارم / هر كي پيامكهاي منو جواب نده آدم نيست

۱- طبقه آخرين اطلاعيه دادگستري ........ خل بودن جرم نيست آزادانه به كار خود برسيد

۲- طرف ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه كاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه : لوازم يدكي گوسفند دارم.

۳- يدوني فرق من با توپ چيه ؟ توپ رو بايد گل كني ولي من خودم گلم / ميدوني فرق تو با توپ چيه ؟ توپ رو بايد شوت كني ولي تو خودت شوتي.

۴- آسمان را ستاره / باغ را گل / عشق را محبت و تو را جراحی بینی زیبا میکند.


 

بدون گوشي \ بدون هندزفري \ بدون سيم كارت \ با صدايي شفاف/ الياس سل

دوستی بين زن‌ها يه زن يه شب به خونه نمياد. روز بعد به شوهرش ميگه كه من ديشب خونه ء يكی از دوستام خوابيدم. شوهر به 10 تا از بهترين دوستای زن تلفن می‌كنه. هيچ كدوم از اون‌ها اينو تأييد نمی‌كنند. هيچوقت رو دوستی يه زن حساب نكن

 

ترکه از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا

 

 

۴- عشق چیست ؟

استاد هندسه : نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

استاد تاریخ : سقوط سلسله قلب جوان .

استاد زبان : همپای لاو است.

استاد ادبيات : محبت الهيات است.

استاد علوم : عشق تنها عنصري است كه بدون اكسيژن مي‌سوزد.

استاد رياضي : عشق تنها عددي است كه پايان ندارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا   |